على اصغر حلبى
225
تاريخ علم كلام در ايران و جهان
كتاب العثمانيه عينا نقل كرده است . « 1 » امّا از اين ردّ ، ابن نديم يادى نكرده است ! كتابشناسى : ابن نديم ، الفهرست ، 191 ؛ خيّاط ، الانتصار ، 90 - 91 ، آلبرت نصرى نادر ؛ بغدادى ، الفرق بين الفرق ، 155 و ما بعد ؛ اشعرى ، مقالات ، 1 / 302 ؛ خطيب بغدادى ، تاريخ بغداد ، 5 / 416 - 417 ؛ ابن حجر ، لسان الميزان ، 5 / 221 ؛ زهدى حسن جار اللّه ، المعتزله ، 141 - 142 ، قاهره ، 1366 - 1947 ؛ و - Ency . of Islam , IV 126 - 127 , New Edition 22 . ابن كلّاب ( وفات ، 254 ه . ق . ) ابو محمّد قطّان عبد اللّه بن سعيد بن كلّاب ، يكى از متكلّمان دانشور ، كه معمولا به « ابن كلّاب » معروف بوده است . محلّ زادگاه او را نيافتم . سبكى مىگويد : كلّاب ، به ضمّ كاف و تشديد لام ، لقب وى بوده است ، زيرا در زمان مناظره مردم را به عقيدهء خود جذب مىكرده است ، همچنانكه كلّاب چيزها را جذب مىكند ، و معنى كلّاب مهميز يا لگام است . « 2 » از او كتابهايى ياد كردهاند كه ظاهرا بر جاى نمانده است ، از جمله : الصفات ، خلق الافعال ، و الرّدّ على المعتزلة . امام فخر رازى ، در كتب گوناگون خود ، برخى از عقايد او را ياد كرده است . از جمله زمانى كه از حقيقت « ايمان » بحث مىكند ( تفسير كبير ، 2 / 29 ، ترجمهء نگارنده ، اساطير ) و عقايد فرقههاى گوناگون را ياد مىكند ، مىنويسد : « و اما اهل حديث [ در حقيقت ايمان ] دو وجه ياد كردهاند : نخست اينكه ، معرفت خدا ، خود ايمان كامل است ، و آن اصل است ؛ و پس از آن هر طاعتى ايمانى جداگانه است ، و اين طاعتها هيچكدام ايمان نيستند مگر زمانى كه مترتّب بر اصلى باشند كه همان معرفت باشد . و گمان كردهاند كه جحود و انكار دل كفر است ، و پس از آن هر معصيتى كفرى جداگانه است ، و چيزى از طاعات را ايمان ندانستهاند اگر معرفت و اقرار پديد نيايد ، و
--> ( 1 ) . ابن ابى الحديد مىنويسد ( شرح نهج ، 17 / 132 - 133 ) جاحظ به بازار وراقان بغداد وارد شد و گفت : اين غلام سوادى ( - بىسواد و جاهلى ، و مقصود او اسكافى بوده ) كه كتاب العثمانيّهء مرا نقض كرده كيست و كجاست ؟ ! و ابو جعفر نشسته بود . با ديدن جاحظ بر فور خود را پنهان ساخت تا جاحظ او را نبيند . ( 2 ) . كلّاب ، مانند زنّار - مهماز . و يا ميخ پاشنهء موزهء رائض [ - سواركار ] باشد كه وقت راندن بر تهيگاه ستور مىزند ( منتهى الارب ، « كلب » ) .